فعل
باختن (در بازی)، خراب کردن
معانی و تعاریف verdaddeln:
- زمان، پول یا فرصت را به صورت بیاهمیت یا بیدقت هدر دادن
جملات نمونه برای verdaddeln:
„Niemand hat das mit Absicht ''verdaddelt'', vermutlich hat man gedacht, dass das schon irgendwie gut gehen würde.“
«هیچکس عمداً آن را خراب نکرد، احتمالاً فکر میکردند که به هر حال خوب پیش خواهد رفت.»
Er hat sein ganzes Erbe verdaddelt und steht jetzt mittellos da.
او تمام ارث خود را هدر داد و اکنون بیپول است.
Du solltest deine Zeit nicht mit unwichtigen Dingen verdaddeln.
نباید وقتت را با کارهای بیاهمیت تلف کنی.