فعل
گیج کردن، دستپاچه کردن
معانی و تعاریف verdattern:
- این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست و ممکن است یک واژه منطقهای، نئولوژیسم یا اشتباه املایی باشد. در صورت وجود، احتمالاً به معنای 'به هم ریختن یا خراب کردن دادهها' یا 'گیج کردن' است.
جملات نمونه برای verdattern:
Diese Behauptung ''verdattert'' mich schon.
این ادعا مرا گیج میکند.
„Eigentlich waren es nur Augenblicke gewesen, doch hatten sie lange genug gedauert, um ihn für den Rest des Tages zu ''verdattern.''“
"در واقع فقط چند لحظه بود، اما به اندازهای طولانی بود که او را برای بقیه روز دستپاچه کند."
Dieser alte Computer neigt dazu, die Daten zu verdattern.
این کامپیوتر قدیمی تمایل دارد دادهها را به هم بریزد.