verdickten
ضخیم کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
افزایش غلظت یا تراکم یک مایع یا ماده با تبخیر حلال، افزودن مواد غلیظکننده یا فشردهسازی.
- Die Köchin verdickte die Sauce durch langsames Einkochen, um die gewünschte Konsistenz zu erreichen.آشپز سس را با جوشاندن آرام غلیظ کرد تا به غلظت دلخواه برسد.
- Durch die Zugabe von Stärke wurde die Flüssigkeit im Labor verdickt.با افزودن نشاسته، مایع در آزمایشگاه غلیظ شد.