فعل
به کار گماشتن، خود را به کاری گماردن
معانی و تعاریف verdingen:
- خود را به کار گماشتن، خود را اجاره دادن (معمولاً برای کار یدی یا خدماتی، اغلب رسمی یا قدیمی)
- چیزی را اجاره دادن، به پیمانکار دادن (معمولاً کار یا خدمات)
جملات نمونه برای verdingen:
Er ''verdingte'' sich als Bote.
او خود را به عنوان پیک به کار گمارد.
Das Amt ''verdingt'' alle Arbeiten erst nach öffentlicher Ausschreibung.
اداره تمام کارها را تنها پس از مناقصه عمومی به پیمانکار میسپارد.
Er verdingte sich als Knecht auf dem Bauernhof.
او خود را به عنوان کارگر در مزرعه به کار گماشت.