verdorrten

Aussprache: /fɛɐ̯ˈdɔʁtn̩/
Wortzerlegung: ver·dorr·ten
Deklinierte Form

خشک شدند، پژمرده شدند

Bedeutungen

1

به طور کامل خشک شدن و از دست دادن طراوت و حیات، چه در مورد گیاهان و چه به صورت مجازی در مورد احساسات یا امیدها.

  • Ohne regelmäßige Bewässerung verdorrten die zarten Pflanzen im Hochsommer.بدون آبیاری منظم، گیاهان لطیف در اواسط تابستان خشک شدند (پژمردند).
  • Nach der Enttäuschung verdorrten seine Hoffnungen auf eine schnelle Genesung.پس از ناامیدی، امیدهای او برای بهبودی سریع از بین رفت (خشک شد).