verdrücken
با اشتها خوردن (قورت دادن)، جیم شدن (فرار کردن)، اشتباه فشار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عامیانه) مقدار زیادی غذا را با سرعت و اشتها بلعیدن و خوردن
- Er hat den ganzen Kuchen alleine verdrückt.او تمام کیک را به تنهایی قورت داد.
- Ich könnte jetzt eine ganze Pizza verdrücken.من الان میتوانم یک پیتزای کامل را بخورم.
2
sich
(عامیانه) پنهانی و سریع از جایی رفتن، جیم شدن
- Als der Lehrer kam, verdrückte er sich schnell.وقتی معلم آمد، او سریعاً جیم شد.
- Wir sollten uns verdrücken, bevor es Ärger gibt.باید قبل از اینکه درگیری پیش بیاید، جیم شویم.
3
Akkusativ / sich
دکمهای را به اشتباه فشار دادن یا چیزی را زیر فشار مچاله کردن
- Ich wollte das Licht anmachen, habe mich aber verdrückt.میخواستم چراغ را روشن کنم، اما دکمه را اشتباه زدم.
- Pass auf, dass du die Beeren in der Tasche nicht verdrückst!مواظب باش تمشکهای داخل کیف را له نکنی!