verdrücken

Aussprache: /fɛɐ̯ˈdrʏkn̩/
Wortzerlegung: ver·drü·cken
فعل

با اشتها خوردن (قورت دادن)، جیم شدن (فرار کردن)، اشتباه فشار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

(عامیانه) مقدار زیادی غذا را با سرعت و اشتها بلعیدن و خوردن

  • Er hat den ganzen Kuchen alleine verdrückt.او تمام کیک را به تنهایی قورت داد.
  • Ich könnte jetzt eine ganze Pizza verdrücken.من الان می‌توانم یک پیتزای کامل را بخورم.
2 sich

(عامیانه) پنهانی و سریع از جایی رفتن، جیم شدن

  • Als der Lehrer kam, verdrückte er sich schnell.وقتی معلم آمد، او سریعاً جیم شد.
  • Wir sollten uns verdrücken, bevor es Ärger gibt.باید قبل از اینکه درگیری پیش بیاید، جیم شویم.
3 Akkusativ / sich

دکمه‌ای را به اشتباه فشار دادن یا چیزی را زیر فشار مچاله کردن

  • Ich wollte das Licht anmachen, habe mich aber verdrückt.می‌خواستم چراغ را روشن کنم، اما دکمه را اشتباه زدم.
  • Pass auf, dass du die Beeren in der Tasche nicht verdrückst!مواظب باش تمشک‌های داخل کیف را له نکنی!