Konjugierte Form
کثیف، آلوده
معانی و تعاریف verdreckten:
- کثیف کردن یا آلوده کردن چیزی به شکلی شدید، عمیق یا غیرقابل پاک شدن آسان؛ لکهدار کردن.
- به طور مجازی، آلوده کردن یا خدشهدار کردن اعتبار، شهرت یا مفاهیم پاک؛ لکهدار کردن آبرو.
جملات نمونه برای verdreckten:
Die Kinder verdreckten ihre Kleider im Schlamm.
بچهها لباسهایشان را در گل کثیف کردند.
Der Ruß verdreckte die Fassade des alten Gebäudes.
دوده نمای ساختمان قدیمی را کثیف کرد.
Er versuchte, den Ruf seines Konkurrenten zu verdrecken.
او تلاش کرد آبروی رقیبش را لکهدار کند.