verdruckst
دستپاچه، مبهم، با احتیاط
Bedeutungen
1
به طور نامطمئن، دستپاچه یا با احتیاط زیاد صحبت کردن یا رفتار کردن، اغلب به دلیل خجالت، ترس یا عدم اطمینان.
- Er antwortete mit verdrucksten Worten auf die Frage.او با کلماتی دستپاچه به سوال پاسخ داد.
- Sie schien etwas verdruckst und wich seinem Blick aus.او کمی دستپاچه به نظر میرسید و از نگاه او اجتناب میکرد.
- Mit verdruckster Stimme bat er um Entschuldigung.او با صدایی لرزان و دستپاچه عذرخواهی کرد.
2
مبهم، غیرمستقیم یا به سختی قابل درک (اغلب در مورد صدا یا بیان).
- Seine Stimme klang heute sehr verdruckst.صدای او امروز بسیار مبهم به گوش میرسید.
- Die Nachricht wurde nur in verdrucksten Andeutungen übermittelt.این خبر تنها در اشارههای مبهم منتقل شد.
- Er machte eine verdruckste Bemerkung, die niemand verstand.او اظهار نظر مبهمی کرد که هیچکس متوجه نشد.