فعل
تبخیر شدن
معانی و تعاریف verdunsten:
- به گاز یا بخار تبدیل شدن، معمولاً در اثر گرما
جملات نمونه برای verdunsten:
Je wärmer es ist, desto schneller ''verdunstet'' das Wasser.
هر چه هوا گرمتر باشد، آب سریعتر «تبخیر میشود».
Nadelbäume ''verdunsten'' mehr Wasser als Laubbäume.
درختان سوزنی برگ بیشتر از درختان پهن برگ آب «تبخیر میکنند».
Das Wasser verdunstet langsam in der Sonne.
آب به آرامی زیر نور خورشید تبخیر میشود.