vereisen
یخ زدن، پوشیده از یخ شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (mit 'sein' im Perfekt)
یخ زدن، پوشیده شدن از یخ به دلیل سرما (معمولاً برای سطوح خارجی مانند جاده، پنجره، بال هواپیما).
- Die Straßen sind über Nacht vereist.خیابانها یک شبه یخ زدند.
- Die Fensterscheiben waren vollständig vereist.شیشههای پنجره کاملاً یخ زده بودند.
2
Akkusativ (mit 'haben' im Perfekt)
باعث یخ زدن چیزی شدن، پوشاندن چیزی با یخ.
- Der Frost hat die gesamte Oberfläche vereist.یخبندان کل سطح را پوشانده بود.
- Das kalte Wetter vereiste das Wasser im Brunnen.هوای سرد باعث یخ زدن آب در چاه شد.