فعل
تلف شدن، مردن (برای حیوانات)
معانی و تعاریف verenden:
- مردن، تلف شدن (به ویژه در مورد حیوانات).
جملات نمونه برای verenden:
„Im Gemeindeteil Vaschvitz (Fähranleger der Wittower Fähre) wurden am 14. Februar 2006 die ersten toten Höckerschwäne gefunden, die in Deutschland auf Grund der Vogelgrippe ''verendet'' waren.“
در بخش واسکویتز (اسکله کشتی ویتوور) در 14 فوریه 2006 اولین قوهای گنگ مرده پیدا شدند که در آلمان به دلیل آنفولانزای پرندگان «تلف شده بودند».
Viele Tiere verendeten in der Dürreperiode.
بسیاری از حیوانات در دوره خشکسالی تلف شدند.
Das verletzte Reh verendete trotz aller Bemühungen.
آهوی زخمی با وجود تمام تلاشها تلف شد.