verführbar
قابل اغوا، فریبنده
Beispiele
- Sie weiß, wie leicht ''verführbar'', leitbar Antonius ist. Ihre Schenkel sind schwach vor Furcht und Not. Doch keiner merkt es. Hoch aufgerichtet, ohne Schwanken geht sie zur Tür.او میداند که آنتونیوس چقدر راحت قابل اغوا و هدایت است. پاهایش از ترس و سختی ضعیف هستند. اما هیچ کس متوجه نمیشود. با قامتی برافراشته و بدون لرزش به سمت در میرود.