verführbar
قابل اغوا، فریبنده، وسوسهپذیر
Bedeutungen
1
به راحتی تحت تأثیر قرار گرفتن یا اغوا شدن، به ویژه از نظر اخلاقی یا جنسی؛ وسوسهپذیر.
- Junge Menschen sind oft leichter verführbar als ältere.جوانان اغلب راحتتر از سالمندان قابل اغوا هستند.
- Er war nicht verführbar durch Geld oder Macht.او با پول یا قدرت قابل اغوا نبود.
- Die Versuchung machte sie verführbar für neue Ideen.وسوسه او را برای ایدههای جدید وسوسهپذیر کرد.