verführbar

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfyːɐ̯baːɐ̯/
Worttrennung: ver·führ·bar
صفت

قابل اغوا، فریبنده، وسوسه‌پذیر

Bedeutungen

1

به راحتی تحت تأثیر قرار گرفتن یا اغوا شدن، به ویژه از نظر اخلاقی یا جنسی؛ وسوسه‌پذیر.

  • Junge Menschen sind oft leichter verführbar als ältere.جوانان اغلب راحت‌تر از سالمندان قابل اغوا هستند.
  • Er war nicht verführbar durch Geld oder Macht.او با پول یا قدرت قابل اغوا نبود.
  • Die Versuchung machte sie verführbar für neue Ideen.وسوسه او را برای ایده‌های جدید وسوسه‌پذیر کرد.