verführerisch
اغواکننده، فریبنده، وسوسهانگیز
Bedeutungen
1
دارای جاذبهای قوی و اغلب فریبنده که باعث تمایل یا وسوسه میشود.
- Der Duft des Kuchens war verführerisch und lockte alle in die Küche.بوی کیک وسوسهانگیز بود و همه را به آشپزخانه میکشاند.
- Sie hatte ein verführerisches Lächeln, das viele Männer faszinierte.او لبخندی فریبنده داشت که بسیاری از مردان را مجذوب میکرد.
- Das Angebot klang zu gut, um wahr zu sein, fast verführerisch.پیشنهاد آنقدر خوب به نظر میرسید که باورنکردنی بود، تقریباً اغواکننده.