verführerisch

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfyːrərɪʃ/
Worttrennung: ver·füh·re·risch
صفت

اغواکننده، فریبنده، وسوسه‌انگیز

Bedeutungen

1

دارای جاذبه‌ای قوی و اغلب فریبنده که باعث تمایل یا وسوسه می‌شود.

  • Der Duft des Kuchens war verführerisch und lockte alle in die Küche.بوی کیک وسوسه‌انگیز بود و همه را به آشپزخانه می‌کشاند.
  • Sie hatte ein verführerisches Lächeln, das viele Männer faszinierte.او لبخندی فریبنده داشت که بسیاری از مردان را مجذوب می‌کرد.
  • Das Angebot klang zu gut, um wahr zu sein, fast verführerisch.پیشنهاد آنقدر خوب به نظر می‌رسید که باورنکردنی بود، تقریباً اغواکننده.