verführen
اغوا کردن، فریب دادن، به بیراهه کشاندن (معنی قدیمی: حمل کردن، بردن)
Beispiele
- Es sind ferner 130 Pferde vorhanden, welche das Bier ''verführen.''“''Unterhaltungs-Blatt der Neuesten Nachrichten.'' Nummer 23, Donnerstag den 18. Dezember 1862. Seite 272 (Zitiert nachعلاوه بر این، ۱۳۰ اسب وجود دارد که آبجو را حمل میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Dativ
کسی را به انجام کاری ترغیب کردن که معمولاً اشتباه یا غیراخلاقی است، اغوا کردن، فریب دادن
- Er ließ sich leicht zu einem Diebstahl verführen.او به راحتی به دزدی اغوا شد.
- Die Werbung versucht, die Kunden zum Kauf zu verführen.تبلیغات سعی میکند مشتریان را به خرید وسوسه کند.
2
Akkusativ
کسی را به رابطه جنسی ترغیب کردن، اغوا کردن
- Er versuchte, sie zu verführen.او سعی کرد او را اغوا کند.
- Sie ließ sich nicht so leicht verführen.او به این راحتی اغوا نمیشد.
3
Akkusativ
کسی را به سمت چیزی جذاب و لذتبخش کشاندن (معمولاً غذا، نوشیدنی)
- Der Duft des Kuchens verführte sie zum Naschen.بوی کیک او را به ناخنک زدن وسوسه کرد.
- Die köstlichen Speisen verführten die Gäste zum Überessen.غذاهای لذیذ مهمانان را به پرخوری وسوسه کرد.