verführen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfyːʁən/
Wortzerlegung: ver·füh·ren
فعل

اغوا کردن، فریب دادن، به بیراهه کشاندن (معنی قدیمی: حمل کردن، بردن)

Beispiele

  • Es sind ferner 130 Pferde vorhanden, welche das Bier ''verführen.''“''Unterhaltungs-Blatt der Neuesten Nachrichten.'' Nummer 23, Donnerstag den 18. Dezember 1862. Seite 272 (Zitiert nachعلاوه بر این، ۱۳۰ اسب وجود دارد که آبجو را حمل می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ + zu + Dativ

کسی را به انجام کاری ترغیب کردن که معمولاً اشتباه یا غیراخلاقی است، اغوا کردن، فریب دادن

  • Er ließ sich leicht zu einem Diebstahl verführen.او به راحتی به دزدی اغوا شد.
  • Die Werbung versucht, die Kunden zum Kauf zu verführen.تبلیغات سعی می‌کند مشتریان را به خرید وسوسه کند.
2 Akkusativ

کسی را به رابطه جنسی ترغیب کردن، اغوا کردن

  • Er versuchte, sie zu verführen.او سعی کرد او را اغوا کند.
  • Sie ließ sich nicht so leicht verführen.او به این راحتی اغوا نمی‌شد.
3 Akkusativ

کسی را به سمت چیزی جذاب و لذت‌بخش کشاندن (معمولاً غذا، نوشیدنی)

  • Der Duft des Kuchens verführte sie zum Naschen.بوی کیک او را به ناخنک زدن وسوسه کرد.
  • Die köstlichen Speisen verführten die Gäste zum Überessen.غذاهای لذیذ مهمانان را به پرخوری وسوسه کرد.