verfahren

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfaːʁən/
Wortzerlegung: ver·fah·ren
فعل

اقدام کردن، عمل کردن؛ (sich) راه را گم کردن (با وسیله نقلیه)؛ بنزین/سوخت مصرف کردن

Beispiele

  • Wie sollen wir in dieser Situation ''verfahren''?در این وضعیت چگونه باید عمل/اقدام کنیم؟
  • Wir haben uns im Wald ''verfahren''.ما در جنگل راه را گم کردیم (با ماشین).
  • Er hat das gesamte Benzin auf der Reise ''verfahren''.او در سفر تمام سوخت و بنزین را مصرف کرد.

Bedeutungen

1 nach + Dativ / wie

طبق شیوه، روش یا دستورالعملی خاص عمل یا اقدام کردن (معمولاً با nach یا چگونه).

  • Wie sollen wir in dieser Situation verfahren?در این وضعیت چگونه باید عمل/اقدام کنیم؟
  • Die Behörde verfährt nach Vorschrift.اداره طبق مقررات عمل می‌کند.
2 sich verfahren (haben)

در هنگام رانندگی یا هدایت وسیله نقلیه اشتباه رفتن و مسیر را گم کردن.

  • Wir haben uns im Wald verfahren.ما در جنگل مسیر را گم کردیم.
  • Ich habe mich in der fremden Stadt verfahren.من در شهر غریبه راه را گم کردم.
3 Akkusativ (etwas verfahren)

سوخت، بنزین یا مسافتی را با رانندگی مصرف کردن یا پیمودن.

  • Er hat viel Benzin verfahren.او بنزین زیادی مصرف کرد.
4 sich + in + Dativ (sich in Details verfahren)

در جزئیات، بحث یا تفکرات پیچیده گیر کردن و از مسیر اصلی منحرف شدن.

  • Die Diskussion hat sich in Details verfahren.بحث در جزئیات گیر کرده / منحرف شده است.