verfassungskonform

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfasʊŋskɔnˌfɔʁm/
Worttrennung: ver·fas·sungs·kon·form
صفت

مطابق قانون اساسی، منطبق با قانون اساسی

Bedeutungen

1

مطابق با اصول و مقررات قانون اساسی یک کشور.

  • Das neue Gesetz muss verfassungskonform sein, um gültig zu werden.قانون جدید باید برای معتبر شدن، مطابق قانون اساسی باشد.
  • Gerichte prüfen, ob Gesetze verfassungskonform sind.دادگاه‌ها بررسی می‌کنند که آیا قوانین مطابق قانون اساسی هستند یا خیر.
  • Die Regierung versicherte, dass alle Maßnahmen verfassungskonform ergriffen wurden.دولت اطمینان داد که تمام اقدامات مطابق قانون اساسی اتخاذ شده‌اند.