verfemt

Aussprache: /fɛrˈfeːmt/
Wortzerlegung: ver·femt
صفت

مطرود، طرد شده، منفور، از جامعه رانده شده

Beispiele

  • Er fühle sich durch den Vorwurf, dem Land mit dem Aktienkauf in Milliardenhöhe geschadet zu haben, "geradezu ''verfemt''", sagte Mappus in dem Gremium im Stuttgarter Landtag.او گفت که با اتهام آسیب رساندن به کشور با خرید سهام به ارزش میلیاردها یورو، "کاملاً ''مطرود''" احساس می‌کند، این را ماپوس در کمیته پارلمان ایالتی اشتوتگارت بیان کرد.