verfeuern
سوزاندن (به عنوان سوخت)، مصرف کردن (به عنوان سوخت)
Beispiele
- Spanplattenreste darf man nicht in allen Öfen ''verfeuern,'' auch imprägnierte oder bemalte Hölzer eignen sich nicht zum ''Verfeuern.بقایای تخته خردهها را نمیتوان در همه کورهها سوزاند، همچنین چوبهای آغشته به مواد شیمیایی یا رنگ شده برای سوزاندن مناسب نیستند.
- Jetzt ist die Buche ''verfeuert,'' nun haben wir nur noch Fichte.حالا چوب راش تمام شده است، حالا فقط کاج داریم.
- Im Schnitt ''verfeuerte'' jeder Einwohner eine Tonne Kohle im Jahr.به طور متوسط هر شهروند سالانه یک تن زغال سنگ میسوزاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
سوختن یا مصرف کردن سوخت (مانند چوب، زغال سنگ) به طور کامل.
- Sie haben den ganzen Winter über viel Holz verfeuert.آنها در تمام طول زمستان چوب زیادی سوزاندند.
- Das alte Auto verfeuert zu viel Benzin.ماشین قدیمی بنزین زیادی مصرف میکند.
2
Akkusativ
مهمات، منابع یا فرصتها را بیهوده مصرف کردن، هدر دادن.
- Der Soldat verfeuerte seine Munition sinnlos.سرباز مهماتش را بیهدف هدر داد.
- Wir dürfen unsere Energie nicht einfach so verfeuern.ما نباید انرژیمان را همینطور هدر دهیم.