nachverfolgen
پیگیری کردن، دنبال کردن، ردیابی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas nachverfolgen)
یک روند یا توسعه را به دقت مشاهده و مستندسازی کردن؛ دنبال کردن یک موضوع یا فرآیند.
- Die Forscher verfolgen die Entwicklung der Krankheit nach.محققان روند پیشرفت بیماری را پیگیری میکنند.
- Wir müssen die Auswirkungen dieser Entscheidung nachverfolgen.ما باید پیامدهای این تصمیم را دنبال کنیم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas nachverfolgen)
کسی یا چیزی را دنبال کردن تا آن را پیدا کند یا به آن برسد؛ ردیابی کردن (معمولاً در زمینه دادهها، اطلاعات یا جرم).
- Die Polizei verfolgte den flüchtigen Verdächtigen nach.پلیس مظنون فراری را ردیابی کرد.
- Es ist schwierig, die Herkunft der Daten nachzuverfolgen.پیگیری منشأ دادهها دشوار است.