فعل
تغییر شکل دادن، بدشکل کردن
معانی و تعاریف verformen:
- شکل چیزی را تغییر دادن، از شکل انداختن، کج و معوج کردن
جملات نمونه برای verformen:
Um Plastik zu ''verformen,'' wird es erhitzt.
برای تغییر شکل پلاستیک، آن را گرم میکنند.
Das Material ist zu spröde, um sich kalt ''verformen'' zu lassen.
این ماده برای تغییر شکل در حالت سرد، بیش از حد شکننده است.
Der Gummiring hat sich in der Hitze ''verformt'' und dichtet nicht mehr.
حلقه لاستیکی در اثر گرما تغییر شکل داده و دیگر آببندی نمیکند.