verfrühstücken
پول را دود کردن، وقت را با صبحانه تلف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (wenn es um etwas geht, das man 'verfrühstückt') oder intransitiv
وقت زیادی را صرف صبحانه خوردن کردن، یا به کنایه، وقت را با صبحانه تلف کردن و به همین دلیل کاری را از دست دادن.
- Er verfrühstückte den ganzen Vormittag und verpasste den Zug.او تمام صبح را صرف صبحانه خوردن کرد و قطار را از دست داد.
- Man sollte nicht zu lange verfrühstücken, wenn man einen Termin hat.آدم نباید وقتی قرار ملاقات دارد، بیش از حد صبحانه بخورد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas verfrühstücken)
پول یا منابع را بیهوده و با ولخرجی مصرف کردن.
- Er hat sein ganzes Erbe verfrühstückt.او تمام ارث خود را دود کرد.
- Mit dieser neuen Geschäftsidee verfrühstückt er nur Geld.با این ایده تجاری جدید، او فقط پول را هدر میدهد.