verfremden

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfrɛmdn̩/
Wortzerlegung: ver·frem·den
فعل

بیگانه کردن، تغییر شکل دادن (به نحوی که ناآشنا شود)، از حالت عادی خارج کردن

Beispiele

  • Das Unternehmen entwickelte eine Software, mit der Nutzer Fotos erstellen und ''verfremden'' können, um sie dann über soziale Netzwerke zu verbreiten.این شرکت نرم‌افزاری را توسعه داد که کاربران می‌توانند با آن عکس‌ها را ایجاد و تغییر شکل دهند (بیگانه کنند) تا سپس آن‌ها را از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از حالت عادی یا آشنای خود خارج کردن، آن را غیرعادی یا بیگانه جلوه دادن (اغلب در هنر و ادبیات).

  • Der Künstler verfremdete alltägliche Objekte in seinen Werken.هنرمند اشیاء روزمره را در آثارش بیگانه کرد.
  • Durch die Verfremdung sollte das Publikum zum Nachdenken angeregt werden.از طریق بیگانه سازی، قرار بود مخاطب به فکر فرو رود.