verfressen
با حرص خوردن، تمام پول را صرف خوراکی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تمام پول یا دارایی را خرج خوراکیهای پرهزینه کردن یا غذا را با حرص بلعیدن
- Der Hund hat das ganze Futter in wenigen Sekunden verfressen.سگ تمام غذا را در چند ثانیه با حرص بلعید.
- Er hat sein ganzes Taschengeld für Süßigkeiten verfressen.او تمام پول توجیبیاش را صرف شیرینیجات و شکمپرستی کرد.