verfahren
اقدام کردن، عمل کردن؛ (sich) راه را گم کردن (با وسیله نقلیه)؛ بنزین/سوخت مصرف کردن
Beispiele
- Wie sollen wir in dieser Situation ''verfahren''?در این وضعیت چگونه باید عمل/اقدام کنیم؟
- Wir haben uns im Wald ''verfahren''.ما در جنگل راه را گم کردیم (با ماشین).
- Er hat das gesamte Benzin auf der Reise ''verfahren''.او در سفر تمام سوخت و بنزین را مصرف کرد.
Bedeutungen
1
nach + Dativ / wie
طبق شیوه، روش یا دستورالعملی خاص عمل یا اقدام کردن (معمولاً با nach یا چگونه).
- Wie sollen wir in dieser Situation verfahren?در این وضعیت چگونه باید عمل/اقدام کنیم؟
- Die Behörde verfährt nach Vorschrift.اداره طبق مقررات عمل میکند.
2
sich verfahren (haben)
در هنگام رانندگی یا هدایت وسیله نقلیه اشتباه رفتن و مسیر را گم کردن.
- Wir haben uns im Wald verfahren.ما در جنگل مسیر را گم کردیم.
- Ich habe mich in der fremden Stadt verfahren.من در شهر غریبه راه را گم کردم.
3
Akkusativ (etwas verfahren)
سوخت، بنزین یا مسافتی را با رانندگی مصرف کردن یا پیمودن.
- Er hat viel Benzin verfahren.او بنزین زیادی مصرف کرد.
4
sich + in + Dativ (sich in Details verfahren)
در جزئیات، بحث یا تفکرات پیچیده گیر کردن و از مسیر اصلی منحرف شدن.
- Die Diskussion hat sich in Details verfahren.بحث در جزئیات گیر کرده / منحرف شده است.