verfumfeien

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfʊmfaɪ̯ən/
Wortzerlegung: ver·fum·fei·en
فعل

به هم ریختن، خراب کردن (با بی‌دقتی و بی‌نظمی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

(بسیار نادر، غیر استاندارد، احتمالی) چیزی را خراب کردن، به هم ریختن یا از بین بردن؛ مشابه 'verhunzen' یا 'verpfuschen'.

  • Er hat das ganze Projekt verfumfeit.او کل پروژه را خراب کرد.
  • Man sollte die alten Traditionen nicht verfumfeien.نباید سنت‌های قدیمی را به هم ریخت.