vergeben
بخشیدن, عفو کردن, واگذار کردن, از دست دادن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
کسی را به خاطر اشتباه، خطا یا گناهی بخشیدن و عفو کردن
- Ich vergebe dir deinen Fehler.من اشتباه تو را میبخشم.
- Der König vergab dem Rebellen das Leben.پادشاه جان شورشی را بخشید.
2
Akkusativ + an + Akkusativ
پروژه، سفارش، جایگاه یا فرصتی را به کسی واگذار کردن یا اختصاص دادن
- Die Firma vergibt den Auftrag an einen neuen Lieferanten.شرکت قرارداد را به یک تامینکننده جدید واگذار میکند.
- Sie vergab die Leitung des Projekts an ihren Stellvertreter.او مسئولیت پروژه را به معاون خود واگذار کرد.
3
sich (Akkusativ) (sich vergeben)
فرصت یا شانس خود را با بیاحتیاطی از دست دادن (sich vergeben)
- Er hat sich durch seine Unvorsichtigkeit die Chance auf eine Beförderung vergeben.او با بیاحتیاطی خود، شانس ارتقای شغلی را از دست داد.
- Sie darf sich diese Gelegenheit nicht vergeben.او نباید این فرصت را از دست بدهد.