vergänglich

Aussprache: /fɛrˈɡɛŋlɪç/
Worttrennung: ver·gäng·lich
صفت

فانی، گذرا، ناپایدار

Bedeutungen

1

چیزی که دوام ندارد و به زودی از بین می‌رود یا تغییر می‌کند؛ ناپایدار و موقتی.

  • Die Schönheit der Jugend ist vergänglich.زیبایی جوانی فانی است.
  • Alle materiellen Güter sind vergänglich.تمام دارایی‌های مادی گذرا هستند.
  • Wir müssen uns der vergänglichen Natur des Lebens bewusst sein.ما باید از ماهیت فانی زندگی آگاه باشیم.
2

به طور کلی، چیزی که پایدار نیست و به سرعت تغییر می‌کند.

  • Modeerscheinungen sind oft nur vergänglich.پدیده‌های مد اغلب فقط گذرا هستند.
  • Seine Begeisterung für das neue Hobby erwies sich als vergänglich.اشتیاق او برای سرگرمی جدیدش گذرا بود.
  • Die politische Situation ist derzeit sehr vergänglich.وضعیت سیاسی در حال حاضر بسیار ناپایدار است.