vergären

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡɛːrən/
Worttrennung: ver·gä·ren
فعل

تخمیر شدن، گندیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در مورد مواد آلی (مانند میوه، آبمیوه، خمیر) به کار می‌رود و به فرآیند شیمیایی تبدیل قند به الکل یا اسید توسط میکروارگانیسم‌ها اشاره دارد.

  • Die Trauben beginnen zu vergären.انگورها در حال تخمیر شدن هستند.
  • Ohne Kühlung wird der Saft schnell vergären.بدون خنک‌کننده، آبمیوه به سرعت تخمیر می‌شود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas vergären)

به صورت مجازی، به معنای فاسد شدن یا از بین رفتن چیزی به دلیل عدم رسیدگی یا گذشت زمان است.

  • Die Idee drohte zu vergären, wenn sie nicht umgesetzt wird.این ایده در خطر بود که اگر اجرا نشود، از بین برود.
  • Lass das nicht vergären, kümmere dich sofort darum!اجازه نده این موضوع گندیده شود، فوراً به آن رسیدگی کن!