vergöttern
به شدت پرستیدن، بت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas + vergöttern)
پرستش کردن، بتپرستی کردن، ستایش کردن، کسی را به شدت دوست داشتن و تحسین کردن.
- Viele Fans vergöttern ihre Idole.بسیاری از طرفداران بتهای خود را میپرستند.
- Sie vergöttert ihren Sohn und erfüllt ihm jeden Wunsch.او پسرش را به شدت دوست دارد و هر خواستهاش را برآورده میکند.