vergünstigen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡʏnstɪɡn̩/
Worttrennung: ver·güns·ti·gen
فعل

ارزان کردن، مقرون به صرفه کردن

Beispiele

  • Die Bahn ''vergünstigt'' vom 1. Dezember an alle Gruppenreisen.راه‌آهن از اول دسامبر تمام سفرهای گروهی را ارزان می‌کند.
  • Als Frühbucher bekommt man ''vergünstigt'' an die Tickets.به عنوان رزرو کننده زودهنگام، بلیط‌ها را ارزان‌تر دریافت می‌کنید.
  • Eine Jahreskarte ''vergünstigt'' die Kosten für die teilnehmenden Sportler.کارت سالانه هزینه‌های ورزشکاران شرکت‌کننده را مقرون به صرفه می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

قیمت چیزی را کاهش دادن، تخفیف دادن، یارانه دادن.

  • Der Arbeitgeber vergünstigt seinen Mitarbeitern die Kantinenpreise.کارفرما قیمت‌های غذاخوری را برای کارمندانش ارزان‌تر می‌کند.
  • Die Stadt vergünstigt den Eintritt für Studenten.شهر ورودیه را برای دانشجویان تخفیف می‌دهد.