vergünstigt
تخفیفخورده، ارزانتر
Bedeutungen
1
با قیمت کمتر از حد معمول، معمولاً به دلیل تخفیف یا شرایط ویژه.
- Wir haben vergünstigte Tickets für das Konzert bekommen.ما بلیطهای تخفیفخورده برای کنسرت گرفتیم.
- Studenten erhalten oft vergünstigten Eintritt.دانشجویان اغلب ورودی ارزانتر دریافت میکنند.
- Das Hotel bietet vergünstigte Preise für Aufenthalte außerhalb der Saison.هتل قیمتهای تخفیفخورده برای اقامت در خارج از فصل ارائه میدهد.