vergünstigt

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡʏnstɪçt/
Worttrennung: ver·güns·tigt
صفت

تخفیف‌خورده، ارزان‌تر

Bedeutungen

1

با قیمت کمتر از حد معمول، معمولاً به دلیل تخفیف یا شرایط ویژه.

  • Wir haben vergünstigte Tickets für das Konzert bekommen.ما بلیط‌های تخفیف‌خورده برای کنسرت گرفتیم.
  • Studenten erhalten oft vergünstigten Eintritt.دانشجویان اغلب ورودی ارزان‌تر دریافت می‌کنند.
  • Das Hotel bietet vergünstigte Preise für Aufenthalte außerhalb der Saison.هتل قیمت‌های تخفیف‌خورده برای اقامت در خارج از فصل ارائه می‌دهد.