vergünstigen
ارزان کردن، مقرون به صرفه کردن
Beispiele
- Die Bahn ''vergünstigt'' vom 1. Dezember an alle Gruppenreisen.راهآهن از اول دسامبر تمام سفرهای گروهی را ارزان میکند.
- Als Frühbucher bekommt man ''vergünstigt'' an die Tickets.به عنوان رزرو کننده زودهنگام، بلیطها را ارزانتر دریافت میکنید.
- Eine Jahreskarte ''vergünstigt'' die Kosten für die teilnehmenden Sportler.کارت سالانه هزینههای ورزشکاران شرکتکننده را مقرون به صرفه میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
قیمت چیزی را کاهش دادن، تخفیف دادن، یارانه دادن.
- Der Arbeitgeber vergünstigt seinen Mitarbeitern die Kantinenpreise.کارفرما قیمتهای غذاخوری را برای کارمندانش ارزانتر میکند.
- Die Stadt vergünstigt den Eintritt für Studenten.شهر ورودیه را برای دانشجویان تخفیف میدهد.