vergasen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡaːzn̩/
Wortzerlegung: ver·ga·sen
فعل

(۱) گاز کردن، به گاز تبدیل کردن؛ (۲) با گاز کشتن

Beispiele

  • Der Winkler-Generator ''vergast'' Braunkohle zu Stadtgas .ژنراتور وینکلر زغال‌سنگ قهوه‌ای را به گاز شهری تبدیل می‌کند.
  • Die Nationalsozialisten ''vergasten'' in den Konzentrationslagern hunderttausende unschuldiger Menschen.نازی‌ها در اردوگاه‌های کار اجباری صدها هزار انسان بی‌گناه را با گاز کشتند.
  • 48 Millionen männliche Küken wurden in Deutschland im Jahr 2015 ''vergast''. Ein Kollateralschaden, denn die Tiere sind nutzlos.۴۸ میلیون جوجه نر در آلمان در سال ۲۰۱۵ با گاز کشته شدند. یک خسارت جانبی، زیرا این حیوانات بی‌فایده هستند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را با استفاده از گاز سمی کشتن. (این کلمه به دلیل استفاده در هولوکاست، بار تاریخی و منفی بسیار قوی دارد.)

  • Millionen Menschen wurden in den Konzentrationslagern vergast.میلیون‌ها نفر در اردوگاه‌های کار اجباری با گاز کشته شدند.
  • Schädlinge in Getreidesilos werden manchmal vergast.آفات در سیلوهای غلات گاهی اوقات با گاز کشته می‌شوند.