vergeben

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡeːbn̩/
Wortzerlegung: ver·ge·ben
فعل

بخشیدن، عفو کردن، واگذار کردن، از دست دادن

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

کسی را به خاطر اشتباه، خطا یا گناهی بخشیدن و عفو کردن

  • Ich kann dir diesen Fehler nicht vergeben.من نمی‌توانم این اشتباه را به تو ببخشم.
  • Sie hat ihm seine Lügen vergeben.او دروغ‌هایش را به او بخشید.
2 Akkusativ + an + Akkusativ

پروژه، سفارش، جایگاه یا فرصتی را به کسی واگذار کردن یا اختصاص دادن

  • Die Aufträge wurden an die günstigste Firma vergeben.پروژه به ارزان‌ترین شرکت واگذار شد.
  • Alle Plätze für den Kurs sind bereits vergeben.همه ظرفیت‌های دوره قبلاً پر شده‌اند.
3 sich + Akkusativ

فرصت یا شانس خود را با بی‌احتیاطی از دست دادن (sich vergeben)

  • Er hat sich die Chance auf eine Beförderung vergeben.او شانس ارتقای شغلی را از دست داد.
  • Mit diesem Fehler hast du dir den Sieg vergeben.با این اشتباه، پیروزی را از دست دادی.