vergeistigten
روحانی کردند، معنوی کردند (گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
تبدیل کردن یک مفهوم مادی یا زمینی به یک مفهوم روحانی، معنوی یا انتزاعی؛ دادن جنبهای غیرمادی یا ایدهآل به چیزی.
- Der Philosoph versuchte, die materielle Welt in seinen Schriften zu vergeistigen und auf höhere Prinzipien zurückzuführen.فیلسوف کوشید تا جهان مادی را در نوشتههایش روحانی کند و به اصول والاتر بازگرداند.
- Die Kunst der Renaissance versuchte oft, das Irdische zu vergeistigen und göttliche Schönheit auszudrücken.هنر رنسانس اغلب تلاش میکرد تا زمینی را معنوی سازد و زیبایی الهی را بیان کند.