vergessen
فراموش کردن، از خاطر بردن، جا گذاشتن
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akkusativ) vergessen
چیزی یا کسی را به یاد نیاوردن، از خاطر بردن یا چیزی را با خود نبردن (جا گذاشتن)
- Ich habe meinen Schlüssel vergessen.من کلیدم را فراموش کردهام (جا گذاشتهام).
- Vergiss nicht, die Blumen zu gießen!فراموش نکن گلها را آب بدهی!
2
etwas (Akkusativ) vergessen / zu + Infinitiv
عمداً یا سهواً موضوعی را نادیده گرفتن یا از انجام کاری غافل شدن
- Man sollte die Vergangenheit nicht vergessen.نباید گذشته را فراموش کرد.
- Er hat vergessen, sich für die Prüfung anzumelden.او فراموش کرد برای امتحان ثبتنام کند.