Konjugierte Form
میگذشتند، سپری میشدند (اول/سوم شخص جمع کونژونکتیو ۲ از فعل vergehen)
معانی و تعاریف vergingen:
- سپری شدن یا گذشتن زمان به شکلی محسوس یا قابل توجه، اغلب با بار معنایی از دست دادن یا ناپدید شدن (شکل گذشته ساده).
- از بین رفتن یا ناپدید شدن چیزی، به ویژه احساسات، درد یا مشکلات (شکل گذشته ساده).
جملات نمونه برای vergingen:
Die Jahre vergingen wie im Flug, und er hatte kaum bemerkt, wie schnell die Zeit verging.
سالها مثل برق گذشتند و او به سختی متوجه شد که زمان چقدر سریع سپری شد.
Die Erinnerungen an jene Zeit vergingen langsam, aber sie verschwanden nie ganz.
خاطرات آن زمان به آرامی از بین رفتند، اما هرگز کاملاً ناپدید نشدند.
Nachdem er die Nachricht erhalten hatte, verging ihm jegliche Freude.
پس از دریافت خبر، تمام شادی او از بین رفت.