فعل
نردهکشی کردن، با حفاظ پوشاندن
معانی و تعاریف vergittern:
- با میله یا نرده محافظت کردن یا بستن
جملات نمونه برای vergittern:
Manche Menschen fürchten sich sehr vor Einbrechern und ''vergittern'' deshalb ihre Fenster.
برخی از مردم از دزدها بسیار میترسند و به همین دلیل پنجرههایشان را «نردهکشی» میکنند.
Die Fenster des alten Hauses waren vergittert.
پنجرههای خانه قدیمی نردهکشی شده بودند.
Man musste den Kellerzugang vergittern, um Einbrüche zu verhindern.
باید ورودی زیرزمین را میلهگذاری میکردند تا از سرقت جلوگیری شود.