vergießen
ریختن (اشک یا مایعات)، قالبگیری کردن
Beispiele
- Wegen des untreuen Partners brauchst du keine Tränen ''vergießen.به خاطر شریک خیانتکار نیازی نیست اشک بریزی.
- Aus der Legierung wurde eine Glocke ''vergossen.از آن آلیاژ یک زنگوله قالبگیری شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را به طور ناخواسته یا عمدی ریختن، معمولاً روی زمین یا جایی که نباید باشد.
- Sie hat aus Versehen den Kaffee vergossen.او سهواً قهوه را ریخت.
- Man sollte kein Wasser vergießen, wenn es knapp ist.نباید آب را هدر داد (ریخت) وقتی کم است.
2
Akkusativ
اشک یا خون جاری کردن، ریختن.
- Sie vergoss viele Tränen über den Verlust.او اشکهای زیادی برای این از دست دادن ریخت.
- In diesem Krieg wurde viel Blut vergossen.در این جنگ خون زیادی ریخته شد.