vergießen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡiːsn̩/
Wortzerlegung: ver·gie·ßen
فعل

ریختن (اشک یا مایعات)، قالب‌گیری کردن

Beispiele

  • Wegen des untreuen Partners brauchst du keine Tränen ''vergießen.به خاطر شریک خیانتکار نیازی نیست اشک بریزی.
  • Aus der Legierung wurde eine Glocke ''vergossen.از آن آلیاژ یک زنگوله قالب‌گیری شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مایعی را به طور ناخواسته یا عمدی ریختن، معمولاً روی زمین یا جایی که نباید باشد.

  • Sie hat aus Versehen den Kaffee vergossen.او سهواً قهوه را ریخت.
  • Man sollte kein Wasser vergießen, wenn es knapp ist.نباید آب را هدر داد (ریخت) وقتی کم است.
2 Akkusativ

اشک یا خون جاری کردن، ریختن.

  • Sie vergoss viele Tränen über den Verlust.او اشک‌های زیادی برای این از دست دادن ریخت.
  • In diesem Krieg wurde viel Blut vergossen.در این جنگ خون زیادی ریخته شد.