vergreisen
پیر شدن (جامعه یا فرد)، فرتوت شدن
Bedeutungen
1
بدون حرف اضافه (intransitiv)
پیر شدن، سالخورده شدن (اغلب در مورد جمعیت یا جامعه، با مفهوم منفی یا نگرانکننده)
- Die Bevölkerung in vielen europäischen Ländern vergreist zunehmend.جمعیت در بسیاری از کشورهای اروپایی به طور فزایندهای در حال پیر شدن است.
- Das Dorf vergreist langsam, da immer weniger junge Leute bleiben.روستا به آرامی در حال پیر شدن است، زیرا افراد جوان کمتری در آن میمانند.