vergreisen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡraɪ̯zn̩/
Worttrennung: ver·grei·sen
فعل

پیر شدن (جامعه یا فرد)، فرتوت شدن

Bedeutungen

1 بدون حرف اضافه (intransitiv)

پیر شدن، سالخورده شدن (اغلب در مورد جمعیت یا جامعه، با مفهوم منفی یا نگران‌کننده)

  • Die Bevölkerung in vielen europäischen Ländern vergreist zunehmend.جمعیت در بسیاری از کشورهای اروپایی به طور فزاینده‌ای در حال پیر شدن است.
  • Das Dorf vergreist langsam, da immer weniger junge Leute bleiben.روستا به آرامی در حال پیر شدن است، زیرا افراد جوان کمتری در آن می‌مانند.