verhängen
اعمال کردن، وضع کردن (جریمه، مجازات)؛ پوشاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verhängen)
یک مجازات، ممنوعیت، جریمه، تحریم یا وضعیت اضطراری را به طور رسمی اعمال یا وضع کردن.
- Das Gericht verhängte eine hohe Geldstrafe gegen den Angeklagten.دادگاه جریمه سنگینی علیه متهم وضع کرد.
- Die Regierung verhängte den Ausnahmezustand.دولت وضعیت اضطراری را اعلام کرد.
2
Akkusativ + über/vor + Akkusativ
چیزی را (مانند پرده، پوشش) در مقابل یا روی چیزی آویزان کردن تا آن را بپوشاند، پنهان کند یا از آن محافظت کند.
- Sie verhängte die schweren Vorhänge vor das Fenster.او پردههای سنگین را جلوی پنجره آویزان کرد.
- Ein Tuch wurde über die Wunde verhängt.پارچهای روی زخم کشیده شد.