das Verhör

Aussprache: /fɛɐ̯ˈhøːɐ̯/
Worttrennung: Ver·hör
اسم

بازجویی، استنطاق

Bedeutungen

1

فرآیند پرسیدن سوالات دقیق و سیستماتیک از یک فرد، معمولاً توسط پلیس یا مقامات دیگر، برای به دست آوردن اطلاعات یا اعتراف در مورد یک جرم یا حادثه.

  • Die Polizei führte ein langes Verhör mit dem Verdächtigen durch.پلیس بازجویی طولانی از مظنون را انجام داد.
  • Während des Verhörs gab er schließlich die Tat zu.در طول بازجویی، او سرانجام به عمل اعتراف کرد.
  • Das Verhör fand unter strengen Auflagen statt.بازجویی تحت شرایط سختگیرانه‌ای برگزار شد.