verhören
بازجویی کردن، اشتباه شنیدن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) verhören
کسی را مورد بازجویی یا پرسوجوی رسمی، پلیسی یا قضایی قرار دادن.
- Die Polizei verhörte den Verdächtigen stundenlang.پلیس ساعتها از مظنون بازجویی کرد.
- Der Zeuge wurde vor Gericht verhört.از شاهد در دادگاه بازجویی شد.
2
sich (Akkusativ) verhören
چیزی را به اشتباه شنیدن، در درک کلمات یا صداها دچار خطا شدن (خطای شنیداری).
- Entschuldigung, ich habe mich verhört. Können Sie das wiederholen?ببخشید، من اشتباه شنیدم. میتوانید تکرار کنید؟
- Er verhörte sich und verstand die Anweisung falsch.او اشتباه شنید و دستور را غلط فهمید.