verhüllen
پوشاندن، پوشیده کردن، مخفی کردن
Beispiele
- Christo und Jeanne-Claude ''verhüllten'' 1995 das Reichstagsgebäude in Berlin.کریستو و ژان کلود در سال ۱۹۹۵ ساختمان رایشتاگ در برلین را پوشاندند.
- Der Schleier ''verhüllt'' das Gesicht der Braut.حجاب صورت عروس را میپوشاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با پارچه یا پوششی دیگر پوشاندن
- Sie verhüllte ihr Gesicht mit einem Schleier.او صورتش را با یک روسری پوشاند.
- Die Statue wurde vor der Enthüllung verhüllt.مجسمه قبل از رونمایی پوشانده شده بود.
2
Akkusativ
چیزی را پنهان کردن یا مخفی نگه داشتن (مثلاً احساسات، حقایق)
- Er versuchte, seine wahren Gefühle zu verhüllen.او سعی کرد احساسات واقعی خود را پنهان کند.
- Die Wolken verhüllten die Sonne.ابرها خورشید را پوشاندند.