verhüten
جلوگیری کردن، پیشگیری کردن (از رویداد ناخواسته)؛ جلوگیری از بارداری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verhüten)
از وقوع چیزی ناخواسته جلوگیری کردن، مانع شدن.
- Man muss Unfälle verhüten.باید از وقوع حوادث جلوگیری کرد.
- Durch gute Planung können viele Probleme verhütet werden.با برنامهریزی خوب میتوان از بسیاری مشکلات پیشگیری کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
از بارداری جلوگیری کردن.
- Sie verhütet seit Jahren.او سالهاست که از بارداری جلوگیری میکند.
- Es gibt verschiedene Methoden, um zu verhüten.روشهای مختلفی برای جلوگیری از بارداری وجود دارد.