verhüten

Aussprache: /fɛɐ̯ˈhyːtn̩/
Worttrennung: ver·hü·ten
فعل

جلوگیری کردن، پیشگیری کردن (از رویداد ناخواسته)؛ جلوگیری از بارداری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verhüten)

از وقوع چیزی ناخواسته جلوگیری کردن، مانع شدن.

  • Man muss Unfälle verhüten.باید از وقوع حوادث جلوگیری کرد.
  • Durch gute Planung können viele Probleme verhütet werden.با برنامه‌ریزی خوب می‌توان از بسیاری مشکلات پیشگیری کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

از بارداری جلوگیری کردن.

  • Sie verhütet seit Jahren.او سال‌هاست که از بارداری جلوگیری می‌کند.
  • Es gibt verschiedene Methoden, um zu verhüten.روش‌های مختلفی برای جلوگیری از بارداری وجود دارد.