verhageln
آسیب دیدن بر اثر تگرگ، خراب کردن، نقش بر آب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verhageln)
محصولات کشاورزی، باغها یا سایر داراییها را به دلیل بارش تگرگ به شدت آسیب رساندن یا خراب کردن.
- Der Hagelsturm hat die Ernte vollständig verhagelt.تگرگ محصول را کاملاً نابود کرد.
- Das Unwetter hat die Obstbäume im Tal verhagelt.طوفان به درختان میوه در دره آسیب رساند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas verhageln)
یک برنامه، نقشه یا تلاش را خراب کردن یا نقش بر آب کردن؛ مانع موفقیت آن شدن.
- Ein unerwarteter Fehler hat unsere sorgfältigen Pläne verhagelt.یک اشتباه غیرمنتظره برنامههای دقیق ما را خراب کرد.
- Seine späte Ankunft verhagelte die Überraschungsparty.ورود دیرهنگام او مهمانی غافلگیرکننده را نقش بر آب کرد.