verhageln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈhaːɡl̩n/
Worttrennung: ver·ha·geln
فعل

آسیب دیدن بر اثر تگرگ، خراب کردن، نقش بر آب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verhageln)

محصولات کشاورزی، باغ‌ها یا سایر دارایی‌ها را به دلیل بارش تگرگ به شدت آسیب رساندن یا خراب کردن.

  • Der Hagelsturm hat die Ernte vollständig verhagelt.تگرگ محصول را کاملاً نابود کرد.
  • Das Unwetter hat die Obstbäume im Tal verhagelt.طوفان به درختان میوه در دره آسیب رساند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas verhageln)

یک برنامه، نقشه یا تلاش را خراب کردن یا نقش بر آب کردن؛ مانع موفقیت آن شدن.

  • Ein unerwarteter Fehler hat unsere sorgfältigen Pläne verhagelt.یک اشتباه غیرمنتظره برنامه‌های دقیق ما را خراب کرد.
  • Seine späte Ankunft verhagelte die Überraschungsparty.ورود دیرهنگام او مهمانی غافلگیرکننده را نقش بر آب کرد.